عالم مردانه
بچه ها می خواهند بپرند،
بیتی از مثنوی ِ هفتاد من ِ زندگی را
از بر کنند و
واگویه کنان و کودکانه،
سپاس ساغرِ زندگانی را
به اوج ِ آشنایی با بلوغ و تخت و بخت برسانند؛
بچه ها می خواهند
از حصار ِ هر چه باید و نباید بپرند،
و شاعر بیت الغزل زندگی خویش شوند
و تو،
چه گریز پا و مسرور پریدی
در رشحه معنوی کاشیها،
و سکوت سنگین ِ بی خویشیها،
آه تو به دور از هر سَبک سری
پریدی
پریدی
و اکنون معلق در میان خارزار تلخ ِ حقایق ِ زندگی
پا در عالم مردانه ای گذاشتی
که صد حیف
صد حیف که کسی کودک درونت،
این همیشه پسر معصوم را در نمیابد!!!
<بهروز اردیبهشت۸۸>
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 15:31 توسط هومن خانی پور <<بهروز>>