این روزها تمام رهگذران کوچه
در بالا خانه های متروک خود
با رویایی فاتحانه
به انزال جنسی ای بی پایان می رسند!

چه کسی می داند پشت این نقاب،
فاعل کدامین فعلی درخشان،
چهرش را مستور کرده است؟

فاعل... فاعل... فاعل... !
عیار تشخص این مرد نقاب دار،
هر دم از در و دیوار و دریچه و کوچه ها میبارد؛

این تاج را قرنهاست که بر سرش گذارده اند،
از همان روز که آدم آمد، از همان روز که هابیل رفت،

اکنون من، بی پناه و بی دفاع،
با آغوشی پر از واژه های شفاف و مفعول
به جنگ این فاعل تاجدار آمده ام!

هومن<<بهروز>>