او چیزی بیش از جنس یک گونی

برایش جذابیت ندارد!


چشمهایم را بستم و خوابیدم؛


به آنها گفت که چه می خواهد

نوازش ِ کشیده ها جاری شد.

آنها خندیدند.


چشمهایم را بستم و خوابیدم،


آنچه می خواهد با خود تکرار می کرد،

او یک گونی می خواهد،

با طرحی از رنگین کمان

با تار و پودی ابریشمین؛

این آخرین خواسته یک اعدامی

بر بلندایی به ارتفاع چهار طبقه است!


هومن<<بهروز>>