آخرین آرزو!
او چیزی بیش از جنس یک گونی
برایش جذابیت ندارد!
چشمهایم را بستم و خوابیدم؛
به آنها گفت که چه می خواهد
نوازش ِ کشیده ها جاری شد.
آنها خندیدند.
چشمهایم را بستم و خوابیدم،
آنچه می خواهد با خود تکرار می کرد،
او یک گونی می خواهد،
با طرحی از رنگین کمان
با تار و پودی ابریشمین؛
این آخرین خواسته یک اعدامی
بر بلندایی به ارتفاع چهار طبقه است!
هومن<<بهروز>>
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12:15 توسط هومن خانی پور <<بهروز>>